رویکردهایی به تحلیل طبقاتی

عنوان اصلی اثر:

Approaches to Class Analysis

نویسنده:

اریک اُلین رایت و دیگران

مترجم:

یوسف صفاری

تعداد صفحات:

304 صفحه

قطع کتاب:

رقعی

نوبت چاپ:

چاپ اول، 1395

نوع کاغذ:

تحریر سفید

شابک:

978-600-95618-0-3

تومان

معرفی

کتاب رویکردهایی به تحلیل طبقاتی اثر اریک‌ اُلین رایت و دیگران در پاسخ به ضرورت روشنی‌بخشیدن به مفهومی به نگارش درآمده که هم در تصور عامه‌ی مردم و هم در بحث‌های دانشگاهی کاربردی ناروشن و مبهم دارد. مفهوم طبقه در تصور عامه‌ی مردم گاه حکایت از سبک زندگی و سلیقه‌ها دارد و گاه اساساً به پایگاه اجتماعی، عزت و احترام برمی‌گردد، به این معنا که در سلسله‌مراتب طبقاتی هرچه جایگاه نازل‌تری داشته باشیم موقعیت‌مان تحقیرآمیزتر خواهد بود. برخی طبقات را مقولاتی اجتماعی می‌دانند که با اشکال منازعات جمعیِ سرنوشت‌ساز جامعه گره خورده‌اند. برخی نیز آن را معرف تعیین‌کننده‌های پایه‌ای آینده‌ی اقتصادی فرد می‌بینند.

مفهوم طبقه در بحث‌های دانشگاهی نیز مانند گفتار عامیانه در گستره‌ی وسیعی از زمینه‌های توصیفی و تبیینیِ جامعه‌شناسی به کار می‌رود و بسته به زمینه‌ی کاربردش درک‌های مختلفی از آن مطرح می‌شود و به همین دلیل بحث حول طبقه گاه گیج‌کننده است. چنان‌که می‌دانیم پیرامون مفهوم طبقه بحث‌های دامنه‌داری در جریان بوده است. برخی جامعه‌شناسان مدعی‌اند که طبقه از میان رفته است؛ منظورشان این است که مردم کم‌تر احتمال دارد بر اساس طبقه هویت‌های پایداری بسازند و از این‌رو کم‌تر احتمال دارد رفتار سیاسی خود را بر پایه‌ی طبقه جهت دهند. این در حالی است که دیگران هم‌چنان طبقه را یکی از مشخصه‌های پایدار جامعه‌ی معاصر می‌دانند و آینده‌ی اقتصادی افراد را به جایگاه طبقاتی‌شان مرتبط می‌دانند.

بنابراین، هدف اصلی کتاب رویکردهایی به تحلیل طبقاتی روشنی‌بخشیدن به زنجیره‌ای از مفهوم‌پردازی‌های متفاوت طبقه است که در سنت‌های گوناگون نظریِ تحلیل طبقاتی ریشه دارند. بر این اساس هر فصل از کتاب به یکی از سنت‌های نظری تحلیل طبقاتی اختصاص یافته و نگارش آن را یکی از اندیشمندان همان سنت نظری بر عهده گرفته است. در هر فصل علاوه بر تشریح مبانی نظری و اهداف تبیینی یک رویکرد، مفروضات پایه‌ای و تعریف نظام‌مند عناصر مفهومی آن بیان شده و وجه تمایز آن از سایر رویکردها روشن شده است. با این‌که بیش‌تر این رویکردها ریشه در سنت فکری مرتبط با برخی نظریه‌پردازان کلاسیک ـ مارکس، وبر و دورکیم ـ دارند،‌ فصل‌های این کتاب اساساً به بحث درباره‌ی مفهوم طبقه در نوشته‌های این چهره‌های بنیان‌گذار نمی‌پردازد و هدف این نبوده که گزاره‌های معتبری درباره‌ی تحلیل اصیل «مارکسیستی» یا «وبری» یا هر نوع دیگری از تحلیل طبقاتی ارائه شود.

فصل اول کتاب، نوشته‌ی اریک اُلین رایت، یکی از رویکردهای تحلیل طبقاتی در سنت مارکسیستی را بررسی می‌کند. ایده‌ی اصلی در این‌جا تعریف مفهوم طبقه بر حسب فرآیندهای استثمار و پیونددادن مفهوم طبقه به نظام‌های متفاوت مناسبات اقتصادی است. فصل دوم، نوشته‌ی ریچارد برین، شکلی از تحلیل طبقه را بررسی میکند که با سنت وبری پیوند خورده و به کار جامعه‌شناس بریتانیایی، جان گُلدتورپ، مرتبط است. در این فصل، هدف اصلی پروراندن مفهومی از طبقه است که بر محور شانس‌های زندگیِ اقتصادی مردم، و مشخصاً ویژگی مناسبات استخدامی موجود در بازارها و سازمان‌های کار می‌چرخد. فصل سوم، اثر دیوید گروسکی به شرح نوعی تحلیل طبقاتی می‌پردازد که به نظر او، در سنت نظریه‌ی جامعه‌شناسی دورکیمی می‌گنجد. اصل راهنما این است که جایگاه‌های تفکیک‌شده‌‌ی درون تقسیم‌کارِ حرفه‌ای تأثیرات مشابهی بر زندگیِ مردم می‌گذارند. از این‌رو، این دسته‌بندی‌ها یا مقولات بسیار جزئی‌شده‌ی درون نظام‌های قشربندی، همان جایگاه‌های طبقات تلقی می‌شوند. در فصل چهارم، که به قلم الیوت واینینگر نگاشته شده، به اصول محوری تحلیل طبقاتیِ جامعه‌شناس فرانسوی، پی‌یر بوردیو، پرداخته است. در چارچوب تحلیل بوردیو طبقه با توجه به تنوعی از ابعاد «سرمایه» تعریف می‌شود، آن‌جا که سرمایه هم‌چون فضایی چندبعدی از منابع قدرت‌بخش درک می‌شود که به فرصت‌ها و خصلت‌های کنش‌گران شکل می‌دهد. فصل پنجم، نوشته‌ی اوگه سورنسن، رویکردی به تحلیل طبقاتی را معرفی می‌کند که بر عقلانیتِ اقتصاد نئوکلاسیک به‌ویژه مفهوم «رانت» متکی است. در این شکل از مفهوم‌پردازیِ طبقه، طبقات در یک بازارِ تماماً رقابتی و با شفافیت کامل اطلاعاتی امکان وجود نمی‌یابند. طبقات تنها آن‌جا پدید می‌آیند که بازار دارای نواقصی باشد که به پیدایی رانت می‌انجامند و این رانت را تنها برخی از گروههای کنش‌گران میتوانند به چنگ آورند، نه همه‌ی گروه‌ها. در فصل ششم، یان پاکولسکی، بنیان‌های آن‌چه را که میتوان اصطلاحاً «تحلیل پساطبقهای» نامید، بسط داده است. او معتقد است که طبقه، به‌ویژه آن‌گونه که در سنت مارکسیستی یا وبری فهم می‌شود، دیگر مقوله‌ی تجربی مفیدی نیست. نابرابری در جامعه‌ی معاصر میتواند هم‌چنان مسأله‌ای حائزاهمیت باشد، اما از این دیدگاه، نابرابری‌ها دیگر در راستای خطوط طبقاتی شکل نگرفته‌اند. و سرانجام فصل نتیجه‌گیری به این موضوع می‌پردازد که چگونه سنت‌های مختلف تحلیل طبقاتی بر پرسش‌های محوریِ متفاوتی متمرکز شده‌اند و چگونه تفاوت این پرسش‌ها، شالوده‌ی بسیاری از تفاوت‌های آنان در دریافت‌شان از طبقه است.

کتاب‌های مرتبط

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رویکردهایی به تحلیل طبقاتی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *