| پدیدآورنده: | کمال خسروی |
|---|---|
| تعداد صفحات: | ۱۴۹ صفحه |
| قطع کتاب: | رقعی |
| نوبت چاپ: | چاپ اول، 1400 |
| نوع کاغذ: | تحریر سفید |
| موضوع: | علوم انسانی |
| شابک: | 978-622-6530-06-4 |
355.000 تومان قیمت اصلی 355.000 تومان بود.319.500 تومانقیمت فعلی 319.500 تومان است.
دیالکتیک انتقادی عنوان اثری از کمال خسروی است که به ویژگیها و جایگاه دیالکتیک در آثار مارکس میپردازد. چنانکه میدانیم مارکس در پسگفتار ویراست دوم مجلد یکم سرمایه «دیالکتیک» خود را در تمایز با «دیالکتیک» هگلْ «انتقادی و انقلابی» توصیف میکند و همانجا از «روش دیالکتیکی من» سخن میگوید. نویسنده تأکید دارد که با واژهی «دیالکتیک» همواره باید با هوشیاری و رویکردی پرسشگرانه روبهرو شد، حتی زمانیکه میتوان اطمینانخاطر داشت که این واژه با درکی مشخص و معین به کار رفته است و استفاده از آن، دال بر عالمنمایی، بنبستِ استدلال و گریزْراهی برای گریختن از دشواریِ ژرفاندیشی و بیان اندیشه نیست. به باور او مارکس نیز این واژه را بهتنهایی برای دلالت بر مضمونی که مد نظرش بود، خواه روشِ پژوهش یا بازنمایی باشد، خواه هستیشناسیِ یک هستیِ (اجتماعیِ) معین کافی نمیداند. همهی کشاکشهای نظری دربارهی ترکیبهایی از واژهها مانند «واژگونسازیِ» دیالکتیکِ هگل، «سرِ پا ایستادانیدنِ آن»، «بیرونکشیدن هستهی عقلایی از پوستهی رازآمیز» و «مرزهای دیالکتیک» سهمی گرانبها از اندوختهی پربار گفتمان مارکسیستی در قلمرو دیالکتیک و میراث و فضایی کماکان زنده و پُرتکاپو (و هیاهو) در این گفتماناند.
هدف نویسنده تبارشناسی «دیالکتیک» و «دیالکتیک مارکس» نیست، بلکه میخواهد ادای سهمی کند در اندیشهورزیها و کشاکشهای نظری در گفتمان مارکسیستی و پرتویی نو بیفکند بر گوشههای تاریک، یا تاکنوننادیدهی آن. در این راستا دو پرسش مطرح میکند. نخست: آیا «گفتمان شناختیِ» مارکس نیازمند چارچوب یا ظرفی فراگیرتر، به مثابهی دستگاه مختصاتِ هستیشناختی، معرفتشناختی و روششناختی آن است یا خودْ فضا و «دستگاه مختصات» تازهای است؟ دوم: آیا شکاف میان «علم» اجتماعی و تاریخی، از یکسو و علوم طبیعی از سوی دیگر، هر اندازه ژرف، چنان است که بتوان کماکان از هردوِ آنها زیر سقف «علم» سخن گفت؟ اگر چنین نیست و اگر با تمایزی سرشتی میان این دو حوزهی دانشِ انسان اجتماعی و تاریخی سروکار داریم، این تمایز چه چشماندازهای تازهای در برابر دانش اجتماعی میگشاید؟
در فصل نخست این کتاب نویسنده به درک و دریافتی ویژه از دیالکتیک مارکس پرداخته که سالها پیشتر و در نوشتهی مستقلی آن را دیالکتیک «نقد منفی، نقد مثبت» نامیده بود. در فصل دوم، در پرتو معرفی یا برجستهسازیِ مقولهی «شیوهی وجود»، نخستین گام را در واکاوی امکان «گفتمانِ شناختیِ» مستقل و ویژهی مارکسی برداشته است. ضرورت و استواریِ این گفتمان به زعم او نیازمند تعریف تازهای از امر واقع یا واقعیت اجتماعی است. برای ارائهی چنین تعریفی، در فصل سوم ارزیابی دیگری از مقولات «ذات، پدیدار و فرانمود» ارائه شده است. با پیش کشیدن مقولهی فرانمود در فصل چهارم راه برای طرحِ مسألهی «وارونگیِ واقعی» ـ و رابطهی دیالکتیکِ مارکسی و هگلی ـ هموار شده است. نویسنده در فصل پنجم کوشیده است توان و استواریِ آنچه را در فصلهای دوم تا چهارم به دست آمده، در رویاروییِ روش مارکسیِ «سطحهای تجرید» با «تیپِ ایدهآلِ» ماکس وِبر بسنجد. در فصل آخر نیز، زیر عنوان «سپهرهای نقد» پروای بلندپروازی را کنار گذاشته و تلاش شده در کنار طرح پرسش دوم، اندیشههایی را در راستای امکانِ پاسخ به آن ـ هرچند بهناگزیر و بنا به سرشتِ پرسش و پاسخ، هنوز خام و ناپرورده ـ صورتبندی کند.
برای اطلاع از کتابها، مقالات، کدهای تخفیف، و کتاب ماه انتشارات لاهیتا ایمیل خود را وارد کنید.
در خرداد ۱۳۸۶ و با هدف انتشار آثاری درخور در سه حوزهی ادبیات، هنر و علوم انسانی فعالیتمان را شروع کردیم.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.