| پدیدآورنده: | بهمن حمیدی |
|---|---|
| عنوان فرعی: | هفده گفتار، نوشتار و نقد در فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی |
| تعداد صفحات: | 407 صفحه |
| قطع کتاب: | رقعی |
| نوبت چاپ: | چاپ اول، 1392 |
| نوع کاغذ: | تحریر سفید |
| موضوع: | ادبیات |
| شابک: | 978-600-90170-7-2 |
975.000 تومان قیمت اصلی 975.000 تومان بود.877.500 تومانقیمت فعلی 877.500 تومان است.
کتاب در دامنههای کوه قاف به قلم بهمن حمیدی مجموعهای است گردآمده از هفده گفتوگو، مقاله و نقد در فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی. این اثر عمدتاً منبعث از شناخت نویسنده از شاهنامهی فردوسی و شوروشوق او به این اثر است. بخش اول کتاب شامل هشت گفتار و گفتوگوست؛ ازجمله موسیقی شعر شاهنامه؛ بنیادهای اجتماعی و اساطیری داستان رستم و اسفندیار؛ تعادل اساطیری داستان اكوان دیو؛ قیاس نشانهشناختی و دیرینهیابی هفتخانهای رستم و اسفندیار؛ و عشق و رهایی دو مضمون اصلی در داستان بیژن و منیژه.
در گفتار موسیقیِ شعر شاهنامه بهمن حمیدی با نظر به کتاب موسیقی شعر، اثر شفیعی کدکنی، از یک سو موسیقی بیرونی، موسیقی درونی و موسیقی معنوی شاهنامه را بررسی و آن را از این منظر بسیار غنی وصف میکند و از سوی دیگر موسیقی روایی و موسیقی تفسیری شاهنامه را مطمحنظر قرار داده و به شرح موسیقایی نمونههایی از بیتهای شاهنامهی فردوسی میپردازد. در گفتار بعدی، ضمن بیان زمینهی پیدایی داستان رستم و اسفندیار، با بهرهگیری از روایت فردوسی فرایند شکلگیری شخصیت اسفندیار را بهخوبی بازمینماید و ضمن بازخوانی این داستانِ نامیِ شاهنامه مبانی اجتماعی و اساطیری آن را بررسی میکند.
در گفتار تعادل اساطیری داستان اكوان دیو، حمیدی با تمرکز بر مبانی اساطیری این داستانِ مستقلِ شاهنامه نشان میدهد که تمام عناصر تشکیلدهندهی داستان اکوانِ دیو هم اساطیریاند و هم در ادوار تاریخی و گسترهی جغرافیاییِ حیات خود حضوری منطقی و متوازن دارند. به باور او این داستان در میان داستانهای شاهنامه بیشترین خلوص اساطیری را دارد.
حمیدی در گفتار عشق و رهایی دو مضمون اصلی در داستان بیژن و منیژه به سراغ نخستین داستانی میرود که فردوسی به هنگام جوانی به شعر درآورده و از منظری تازه به این داستان عاشقانه مینگرد. به باور او دیباچهی این داستان یکی از عمیقترین و بحثبرانگیزترین دیباچههای شعر کلاسیک فارسی است و شاعر این دیباچه را در روزگار کمال هنری خود سروده. حمیدی معتقد است رهایی تأملبرانگیزترین مضمون داستان بیژن و منیژه است و سعی دارد به بررسی این مضمون اصلی و بنیادین اما مغفول بپردازد.
بخش میانی کتاب مشتمل است بر پنج نوشتار پژوهشی از قبیل رستم، نمازگزار كیش كیخسروی؛ تأملی بر خان چهارم؛ رستم و رخش، توأمانِ اساطیری هفتخان و دیگر عرصههای پهلوانی؛ اسفندگان: عید زنان؛ آتش در شاهنامه.
نویسنده در نوشتار نخست این بخش به سراغ کیخسرو روشنروان میرود و سرگذشت این «شاه آرمانیِ شاهنامه» را از خُردی تا کیای مختصراً بازخوانی میکند و به تأسی از حکیم طوس هنگامِ او را هنگامهی داد و بخشش میخواند و او را آشنا به چشمهسار رنج و کار و در عینحال دارندهی هنر و فرّهی میداند.
حمیدی در نوشتار بعدی نگاهی تازه به خان چهارم رستم میاندازد؛ خان زن جادو. او میکوشد از خلال ماجرای این خان وجهی تازه از شخصیت رستم را عیان سازد. او سیمای رستم در این خان را به انسان جهانگرا و دادخواهِ امروزی بسیار نزدیک مییابد؛ رستم تنبورنواز که دلنشینترین و عمیقترین تصویر از خود را، نه با کمند کیانی، که با تنبور تنتنانی به یادگار گذاشته است. در این خان میبینیم با اینکه هیچکس چون خود رستم از خطیربودن رسالتی که جانبرکف در راه انجامش گام نهاده آگاه نیست، اما اگر فراغی یابد تا دمی تازه کند، بر زندگی آرام در هوای بوستان و میگساری و جام گوارای زایش و رویش اشک حسرت میبارد. درواقع رستم در این خان فرصت مییابد تا خود را بازشناسد.
نویسنده در نوشتار سوم (رستم و رخش) میکوشد ضمن بازشناخت علمی ـ اساطیری نقشآفرینان هفتخان رستم و ردگیری شاکلههای تکویندهندهی شخصیت درونی و بیرونی قهرمانان آن، از خلال بازخوانی این داستان دو چهرهی درهمتنیده یا تؤامان اساطیری، رخش و رستم، را که گذار از هفتخان هم در قلمرو خویشکاری آنهاست و هم زمینهای است برای تکوین سیمای نهایی آنها، ایضاح کند.
در نوشتار اسفندگان: عید زنان نویسنده ضمن توضیح اینکه اسفندگان چگونه عیدی بوده و اساساً اسفندارمذ که عید در نکوداشت یاد و نام اوست کیست، میکوشد که در قالب یک پیشنهاد، اسفندگان را نیز با دیگر جشنهای بزرگ اجتماعی ـ جهانی یا آیینی ـ ملیِ این ماه گره بزند تا ماه اسفند از نو، ماه زنان و ماه طرح مطالبات اصولی و انسانی آنان شود.
آتش در شاهنامه آخرین نوشتار این بخش است که نویسنده در آن ضمن اشاره به جایگاه آتش در ادبیات دینی و نقش آن در نظام حقوقی و جزایی ایران باستان، به واکاوی «آتش» و نظیرهها و مترادفهایش در شاهنامهی فردوسی میپردازد.
بخش پایانی کتاب از چهار نقد تشکیل شده است: تحریفكنندگان شاهنامه؛ شرح شب دیریاز؛ آفرینشی سترگ و نقدی بهاجمال؛ نگاهی به تفسیرهای سهگانه بر داستان رستم و سهراب.
مطلب اول این بخش با عنوان تحریفكنندگان شاهنامه نقدی است بر کتاب تراژدی قدرت در شاهنامه اثر زندهیاد مصطفی رحیمی. بهمن حمیدی در این نوشتار ضمن اشاره به برخی تناقضات، تحریفات، تاریخگریزیها، بدخوانیها و کژفهمیهایی که به نویسندهی تراژدی قدرت نسبت میدهد، بر آن است که طرح پاسخی بیفکند برای کسانی که شاهنامه را نشناخته، و گاه حتی نخوانده، میاندار عرصهای میشوند که جز گزند و غبار و افسوس نصیبی نخواهند برد.
در نقد بعدی با عنوان شرح شب دیریاز نویسنده به سراغ دیباچهی داستان بیژن و منیژهی شاهنامه میرود و شرح شب میکند؛ شبی چهاربعدی. نخست شب طبیعی و تیرگیاش خاصه هنگام بیستویکم تا بیستوچهارم ماه قمری که با دقتی هنرمندانه با واژهی شب آغاز میشود. دوم، شب اجتماعی که با بهرهگیری حیرتآور از نظام نشانهها در یک کلیت هنری در ده بیت پرداخته میشود. بُعد سومِ این شب عاطفی است چراکه شاعر غرق در سیاهی به جای آنکه پاسخ آن را سیاه بدهد، میجهد و میخروشد. و بالأخره بُعد چهارمِ شب که روایی ـ مضمونی است.
آفرینشی سترگ و نقدی بهاجمال نقدی است بر اپرای عروسکی تراژدی رستم و سهراب، اثر بهروز غریبپور. نویسنده معتقد است لوریس چکناواریان ـ هرچند در عرصهی موسیقی جایگاهی فرامرزی یافته ـ در شاهنامهشناسی نیازمند بازنگری است. در نظر نویسنده، او که با شروعی شکوهمند، موسیقی را چندان اوج و اندوه میبخشد تا فضای مناسبی تدارک ببیند برای بیان مضمونی تراژیک به یکباره با افتی محسوس، زمینهای فراهم میآورد تا بتواند نقالی را به صحنه بکشاند که هرکه هست، فردوسی نیست. فردوسی داستان رستم و سهراب را با «مرگ» آغاز کرده، نه با «خِرَد» یا «خداوند خرد» یا هر «روزیرسان دیگر»ی، چراکه خردمندانه و بهعمد، سرِ آن دارد تا مخاطب را پذیرای برتافتن یکی از فاجعهبارترین خونفشانیهای تاریخ بشر کند.
نویسنده در آخرین مطلب این بخش در قالب یک گفتوگو نگاهی اجمالی دارد به تفسیرهای سهگانه بر داستان رستم و سهراب.
***
شاهکارهای ادبی به عنوان میراثی ارزشمند، که پایههای تمدن یک قوم را استوار میدارند، همواره درخور بحث، بررسی و تأمل هستند. در تشخیص متون ادبیِ برجسته ذائقهی زبانی یک قوم در طول تاریخ دست به انتخاب و گزینشی بهدورازخطا میزند، اما ذهن کنجکاو پیوسته در پی پاسخ این پرسش است که یک اثر شاخص لازم است دارای چه ویژگیهایی باشد تا از میان متون همردهی خود به مثابهی شاهکار برگزیده شود؟
در باب جایگاه والای سخن و بینش فردوسی در فرهنگ و ادب فارسی جای هیچ تردیدی نیست. شاهنامه عالیترین متن حماسی ادب فارسی و برجستهترین نمونهی مثنویِ روایی است که تاریخِ ما را از روزگار افسانهها تا انقراض ساسانیان در قالب حدوداً پنجاه فرمانروا گزارش کرده است. شخص فردوسی در این اثر حضور ملموس و مسلّمی دارد و اندرزهای اخلاقی و آموزههای سیاسی و اجتماعی او در جایجای کتاب دیده میشود.
برای اطلاع از کتابها، مقالات، کدهای تخفیف، و کتاب ماه انتشارات لاهیتا ایمیل خود را وارد کنید.
در خرداد ۱۳۸۶ و با هدف انتشار آثاری درخور در سه حوزهی ادبیات، هنر و علوم انسانی فعالیتمان را شروع کردیم.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.