فرویدگرایی، نقدی مارکسیستی

عنوان اصلی اثر:

Freudianism, A Marxist Critique

نویسنده:

وی. ان. ولوشینف

مترجم:

احسان پورخیری

تعداد صفحات:

218 صفحه

قطع کتاب:

رقعی

نوبت چاپ:

چاپ سوم، 1400

نوع کاغذ:

تحریر سفید

شابک:

978-622-6530-11-8

10 ٪

قیمت اصلی 475.000 تومان بود.قیمت فعلی 427.500 تومان است.

معرفی

سراسر سال‌های اولیه‌ی سده‌ی بیستم، نظریه و روش روان‌کاوانه‌ی فروید توجه و جذبه‌ی شدیدی ایجاد کرد. روسیه از موج مباحثه‌ی مربوط به فروید، که اروپا و امریکا را درنوردیده بود، مستثنی نبود. علاقه‌ی روس‌ها به فروید با ظهور اتحاد جماهیر شوروی نه فروکش کرد نه کساد شد. ادبیات روان‌شناختی و فلسفیِ روسیه در نیمه‌ی دوم دهه‌ی 1920، شامل آثاری است در اثبات این‌که دعاوی روان‌کاوی در مقام نخستین و تنها تلاش برای برساختن نوعی روان‌شناسیِ حقیقتاً ابژکتیو و طبیعت‌گرایانه درست‌اند و این‌که روان‌کاوی، در بنیادهای خویش، به بهترین شکلی به لوازم مارکسیستیِ یک علم روان‌شناسی پاسخ می‌دهد. مدافعان این دیدگاه هسته‌ی روان‌شناختیِ فنی فروید را با نگرش فلسفیِ متفاوت مارکس سازگار می‌دانستند و آن را منطبق با ملزومات یک علم روان‌شناختی مارکسیستی ارزیابی می‌کردند.

این موقعیت به مناقشه‌ی داغی دامن زد. به‌سرعت ردیه‌های تندی از سوی مارکسیست‌های دیگری که عقیده داشتند روان‌کاوی از منظر ابژکتیو ـ ماتریالیستی تماماً غیرقابل‌قبول است، نوشته شدند. دلایل نقض مارکسیستی‌ای طرح شدند تا گسست‌های بنیادین بین فروید و مارکس را اثبات کنند. کتاب فرویدگرایی، نقدی مارکسیستی، به قلم وی. ان. ولوشینف یکی از این‌گونه آثار است که در 1927 انتشار یافت.

ولوشینف نظریه‌ی فروید را در قالب تجسم نگرشی بدگمان به آگاهی خصلت‌نمایی می‌کند. در دیدگاه فروید آگاهی شخص نه به واسطه‌ی وجود تاریخی‌اش، بلکه به واسطه‌ی هستی زیست‌شناختی‌اش (که جنبه‌ی اصلی آن جنسیت‌مندی است) شکل می‌گیرد. فروید انسان را نظام بسته‌ای با دو رانه‌ی جنسی و خویشتن‌پایی یا صیانت نفس می‌داند که اساساً موجودی منزوی است و میل اصلی‌اش همانا ارضای مطلوب ‌و مناسب همین دو رانه است. نیاز انسان به دیگران، ابزاری است برای ارضای رانه‌هایی که به ‌لحاظ فیزیولوژیک در ما ریشه دارند. بدین‌ترتیب، پیش‌فرضی کلیدی در اندیشه‌ی فروید وجود دارد که بنا بر آن انسان اساساً بی‌ارتباط با دیگران است و تنها در وهله‌ی بعدی مجبور به ارتباط‌گرفتن با دیگران می‌شود ـ یا وسوسه می‌شود چنین کند.

بر این اساس ولوشینف در نظریه‌ی روان‌کاوانه‌ی فروید نوعی گریز از تاریخ می‌بیند، تلاشی برای برقرارساختن جهانی فراسوی امر اجتماعی و تاریخی، و جست‌وجوی این جهانِ غیرتاریخی و غیراجتماعی در ژرفای امر اندام‌وار. درواقع زیست‌شناسیِ روانی ـ جنسی جای تاریخ را می‌گیرد. از این‌رو به باور ولوشینف درون‌مایه‌ی ایدئولوژیک فرویدگرایی در بنیادین‌ترین صورت‌بندی‌اش عدول‌ از تاریخ است که در تلاش برای جای‌گزینی مقولات روانی ـ جنسی با مقولات اجتماعی ـ اقتصادی برجسته‌تر می‌شود.

کتاب فرویدگرایی: نقدی مارکسیستی در سه پاره و نه فصل تدوین شده است. در ترجمه‌ی فارسی که برگردان ترجمه‌ی انگلیسی این اثر است دو نوشته‌ اضافه شده: یکی مقاله‌ای با عنوان «عدول از تاریخ: تحلیل مارکسیستی فروید» که به معرفی کلی آرای ولوشینف در کتاب فرویدگرایی پرداخته و دیگری نوشته‌ای از جرج لوکاچ که مرور کوتاهی است بر یکی از کتاب‌های فروید.

فصل اول به فرویدگرایی و جهان مدرن می‌پردازد و درون‌مایه‌ی ایدئولوژیک فرویدگرایی را نشان می‌دهد. فصل دوم که بخش پایانی پاره‌ی اول کتاب است با طرح موضوعاتی مانند روان‌شناسی آزمایشگاهی و ابژکتیو، روان‌شناسی و مارکسیسم، علم و طبقه به معرفی گرایش‌های اساسی فلسفه و روان‌شناسی مدرن و ملاک‌ها و معیارهای ارزیابی مارکسیستی می‌پردازد. فصل سوم به روان‌کاوی و شرح مفاهیم اساسی آن اختصاص دارد. در فصل چهارم خصلت‌ و محتوای امر سرکوب‌شده را در قالب شرح نظریه‌ی غرایز، حیات جنسی کودک، عقده‌ی ادیپ و سوپراگو روشن می‌سازد. فصل پنجم روش‌ها یا روند‌های پژوهشی فروید برای دست‌یابی به شناخت ناخودآگاه را بررسی می‌کند و در مقام داوریِ اعتبار و وثاقت علمی این شناخت می‌نشیند. فصل ششم که پایان‌بخش پاره‌ی دوم کتاب است به کاربست روش روان‌کاوانه در ساخت‌های ایدئولوژیک ـ اسطوره‌ها، هنر، ایده‌های فلسفی، پدیده‌های اجتماعی و سیاسی ـ می‌پردازد و به این ترتیب شرح فرویدگرایی را به سرانجام می‌رساند. فصل هفتم به نقد فرویدگرایی به مثابه‌ی یکی از انواع روان‌شناسی سوبژکتیو اختصاص دارد و دست به بررسی این ادعای فروید و پیروانش می‌زند که گویا اصلاحی ریشه‌ای در روان‌شناسی قدیم ایجاد کرده‌ و علم کاملاً جدید و ابژکتیوی را بنیاد نهاده‌اند. در فصل هشتم با طرح موضوعاتی مانند بداعت فرویدگرایی، عوامل ابژکتیو پویش روان واقعیت‌ها و ساخت‌ها، پویش روان را در دیدگاه فروید نبرد انگیزه‌های ایدئولوژیک می‌داند نه نبرد نیروهای طبیعی. و سرانجام فصل پایانی کتاب با تأکید بر این‌که ناخودآگاه فرویدی تفاوتی بنیادی با آگاهی ندارد و صرفاً یکی دیگر از اشکال آگاهی است به محتوای آگاهی به مثابه‌ی ایدئولوژی می‌پردازد.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فرویدگرایی، نقدی مارکسیستی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *