سرمایه، مجلد سوم

عنوان اصلی اثر:

Capital, a Critique of Political Economy

پدیدآورنده:

کارل مارکس

مترجم:

حسن مرتضوی

تعداد صفحات:

۹۳۰ صفحه

قطع کتاب:

وزیری

نوبت چاپ:

چاپ سوم، ۱۴۰۱

نوع کاغذ:

بالکی سوئدی

شابک:

978-600-95618-3-4

10 ٪

قیمت اصلی 1.700.000 تومان بود.قیمت فعلی 1.530.000 تومان است.

معرفی

بسیار شنیده شده که کتاب سرمایه به‌رغم گذشت بیش از یک‌صد سال از نگارشش تحلیل جامع‌تری از سرمایه‌داری ارائه می‌کند و از بسیاری جهات به‌مراتب امروزی‌تر از بیش‌تر آثار پرطمطراقی است که به‌تازگی منتشر شده‌اند. از این‌رو برای فهم نظام اجتماعی کنونی خواندن سرمایه را توصیه می‌کنند. چنان‌که می‌دانیم بسیاری از خوانندگان این اثر به همان مجلد یکم اکتفا می‌کنند و آن را در شناخت فرایند تولید سرمایه‌داری و ویژگی‌هایش بسنده می‌دانند. اما خواندن مجلد یکم کفایت نمی‌کند. از آن‌جا که مارکس موضوع پژوهش خود را در سطوح مختلف انتزاع بیان می‌کند که متقابلاً به هم‌دیگر اشاره و یک‌دیگر را تکمیل می‌کنند، نظریه‌ی ارزش و ارزش اضافیِ مطرح‌شده در مجلد اول تنها با خواندن مجلد سوم می‌تواند به طور کامل فهمیده شود. درکی که تنها با خواندن مجلد اول حاصل می‌شود ناکامل و مغشوش است.

دو مجلد یکم و دوم سرمایه در کلی‌ترین بیان فرایند تولید سرمایه‌دارانه و فرآیند گردش سرمایه را شرح و توضیح می‌دهند. اما در مجلد سوم سرمایه با مقولاتی روبه‌رو می‌شویم که بیان‌گر واقعیت «تجربی» روابط سرمایه‌داری‌اند؛ یعنی آن‌چه با ادراک بی‌واسطه‌مان از شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری دریافت می‌کنیم. مارکس در آغاز مجلد سوم می‌نویسد:

در مجلد یکم پدیده‌هایی پژوهش شدند که فرآیند تولید سرمایه‌داری را به‌خودی‌خود هم‌چون فرآیند بی‌واسطه ی تولید، برکنار از همه‌ی تأثیرات ثانوی اوضاح‌واحوال بیگانه با آن به نمایش می‌گذارند. اما این فرآیند تولید بی‌واسطه، چرخه‌ی زندگی سرمایه را در بر نمی‌گیرد. فرایند یادشده  در دنیای واقعی با فرآیند گردش تکمیل می‌شود و این موضوع پژوهش ما در مجلد دوم بود. در آن‌جا به‌ویژه سرمایه‌داری چنان‌چه در کل در نظر گرفته شود وحدت فرآیندهای تولید و گردش است. هدف مجلد سوم صرفاً نمی‌تواند تدوین تأملاتی عام درباره‌ی وحدتِ فرایندهای تولید و گردش باشد؛ برعکس، مسأله‌ی ما کشف و ارائه‌ی شکل‌های انضمامی‌ای است که از فرآیند حرکت سرمایه به مثابه‌ی یک کل فرا می‌رویند. سرمایه‌ها در حرکت بالفعل خود در شکل‌های انضمامی معینی با هم مواجه می‌شوند؛ و هیأت سرمایه در فرآیند تولیدِ بی‌واسطه و نیز در فرآیند گردشْ تنها لحظه‌هایی خاص از این حرکت به نظر می‌رسند. به این‌ترتیب پیکربندی‌های سرمایه، به نحوی که آن‌ها را در این مجلد بسط داده‌ایم، گام‌به‌گام به شکلی نزدیک می‌شوند که در سطح جامعه در کنشِ سرمایه‌های متفاوت بر یک‌دیگر، یعنی در رقابت و در شناخت عادیِ خود عاملان تولید، بروز می‌یابند.

در فصول متعدد این مجلد موضوعات بسیاری شرح و توضیح شده‌اند که در این مجال تنها اشاره به اهم آن‌ها ممکن است. در این میان نرخ سود و قانون گرایش نزولی نرخ سود اهمیت بسزایی دارند. چنان‌که در متن کتاب آمده است افت نرخ سود می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. برای نمونه، افزایش دست‌مزدها یا بالارفتن قیمت مواد اولیه. اما این علت‌ها سرشتی نسبتاً تصادفی و موقت دارند. ممکن است دست‌مزدها بار دیگر کاهش یابند و مواد خام ارزان شوند؛ از این‌رو نرخ سود دوباره افزایش یابد. آن‌چه مارکس قصت داشت تحت عنوان «قانون گرایش نزولی نرخ سود» نشان دهد مستقل از چنین علل موقتی‌ای ناشی از ماهیت خود شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است. یعنی صرف‌نظر از تمامی شرایط خاص، ویژگی‌های عمومی توسعه‌ی سرمایه‌داری باید منجر به گرایش نزولی نرخ سود شود.

مارکس کوشید ثابت کند که نرخ میانگین سود به دلیل شیوه‌های معمول افزایش بهره‌وری در سرمایه‌داری افت می‌کند. درنتیجه‌ی انگیزه‌ی بی‌پایان کسب سودِ مازاد نه‌تنها باید کاهشی در ارزش (یا قیمت تولید) کالا بر اثر عمومی‌شدن شرایط جدید تولید وجود داشته باشد، بلکه به رغم خواست سرمایه‌داران منفرد کاهشی در نرخ میانگین سود نیز رخ دهد. از دید او گرایش نزولی نرخ سود و رشد و توسعه‌ی سرمایه‌دارانه‌ی نیروهای تولید دو روی یک سکه‌اند.

موضوع مجادله‌برانگیز و مهم دیگری که در مجلد سوم به آن پرداخته شده بحران سرمایه‌داری یا به عبارتی اختلال شدید در فرآیند بازتولید اقتصادی جامعه است. در اقتصاد سرمایه‌داری این بحران به معنای وجود حجم عظیمی از کالای تولید‌شده است که تقاضایی برای آن‌ نیست. به عبارتی سرمایه‌ی کالایی دیگر نمی‌تواند به سرمایه‌ی پولی تبدیل شود و این سرآغاز یک دوره رکود و بحران است که در پی آن دوباره دوره‌ی رونق و تولید از سر گرفته می‌شود. از اوایل قرن نوزدهم  بحران‌های جوامع سرمایه‌داری در فواصل تقریباً ۱۰‌ساله روی داده‌اند.

همواره رکود و بحران به دنبال دوره‌های انباشت شتابان با نرخ سود بالا و افزایش دست‌مزدها پیش می‌آیند. مارکس کوشید اثبات کند که بحران ذاتی شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است و سرمایه‌داری عاری از بحران و نیز پیش‌گیری از بحران به علت فشار رقابت سرمایه‌داران منفرد غیرممکن است . بحران ناشی از منظق ارزش‌افزایی سرمایه است که به تلاش سرمایه‌داران برای کاهش دست‌مزدها و درنتیجه محدودکردن مصرف کارگران می‌انجامد. اما موضوع مناقشه‌برانگیز استنتاج فروپاشی سرمایه‌داری از همین بحران سرمایه است که مخالفان و موافقانی جدی دارد.

طبقات و مبارزه‌ی طبقاتی نیز از موضوعاتی است که مارکس بارها و بارها به آن اشاره می‌کند اما هرگز به بررسی نظام‌مند و حتی تعریف دقیق آن نمی‌پردازد. تنها در پایان مجلد سوم است که بخشی را با عنوان طبقات آغاز می‌کند و درست همین‌جاست که نسخه‌ی خطی پس از چند جمله ناگهان پایان می‌یابد. به این‌ ترتیب پروژه‌ی عظیم مارکس در نقد اقتصاد سیاسی ناتمام می‌ماند و راه را بر حدس و گمان درباره‌ی نظر احتمالی مارکس در این زمینه می‌گشاید. اما یک نکته روشن است و آن این‌که تحلیل طبقات پیش‌شرط شرح مارکس نیست بلکه موضوعی پایانی و نتیجه‌ی آن است.

کتاب‌های مرتبط

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “سرمایه، مجلد سوم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *